السيد الخميني
137
استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى )
س : 150 - مدّت دو سال است كه شوهرم به اختيار خود به خدمت حكومت كمونيست در كابل رفته ، بعد خبر به من رسيد كه شوهرت در كابل در خدمت حكومت شوروى همكار شده است ، و من دو سال است كه سرپرست ندارم ، و با پدرم به پناه جمهورى اسلامى ايران آمدهام . تكليف من بىسرپرست چيست ؟ آيا مىتوانم شوهر بكنم يا خير ؟ حكم ارتداد شوهرم ثابت است يا خير ؟ ج - تا شوهر شما محكوم به حيات است و ارتداد او شرعا ثابت نشده ، حقّ ازدواج با ديگرى نداريد . س 151 - شوهر زنى مفقود الأثر است ، و اين زن مىگويد : « من با شوهرم در ضمن عقد شرط كردهام كه اگر تا فلان مدّت غيبت كرد و نيامد من وكيل باشم كه خود را مطلّقه كنم ، و چون شوهرم مدّتى است مفقود الأثر شده ، خود را مطلّقه كردهام » آيا اين زن اگر بخواهد شوهر كند قول او مسموع است - كه براى شوهر دوّم مانع نباشد - يا خير ؟ ج - اگر ادّعاى خليّه « * » بودن خود را مىكند و مرد احتمال صدق او را مىدهد تزويج مانع ندارد . س 152 - اين جانب زنى هستم داراى شوهر و يك بچّه ، مدّت سه سال است كه شوهرم بر أثر فشار طلبكارها مرا ترك كرده و رفته است ، من هر چه به وسيلهء راديو و تلويزيون و مطبوعات و مسافرت به شهرستانها جستجو كردم او را نيافتم ، ضمنا خيلى هم جوان هستم ، از نظر شرعى تكليف من چيست ؟
--> * - يعنى ادّعا مىكند كه ازدواج او بلا مانع است .